به تاریخ ۹اسفند؛ سالگرد باهم بزرگ شدنمون
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 19:13
+و قصه ی ما وارد ۵سالگی میشه... منو تو کنار هم بزرگ شدیم، همه چیز وقتی شروع شد که من یه دختر ۱۷ساله بودم و تو فقط ۱۸سالت بود...وچقد سال به سال ذوق من بیشتر میشه از قشنگیش،از تدامومش....مامانم همیشه میگه خوشیاتو جایی جار نزن...نگران نباش جانم، من مدام برای پایداری عشقمون میون این همه صد رنگی دنیا و ر...
به تاریخ ۹اسفند؛ سالگرد باهم بزرگ شدنمون
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 1:09
+و قصه ی ما وارد ۵سالگی میشه... منو تو کنار هم بزرگ شدیم، همه چیز وقتی شروع شد که من یه دختر ۱۷ساله بودم و تو فقط ۱۸سالت بود...وچقد سال به سال ذوق من بیشتر میشه از قشنگیش،از تدامومش....مامانم همیشه میگه خوشیاتو جایی جار نزن...نگران نباش جانم، من مدام برای پایداری عشقمون میون این همه صد رنگی دنیا و ر...
به تاریخ ۹اسفند؛ سالگرد باهم بزرگ شدنمون
-
تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 13:26
+و قصه ی ما وارد ۵سالگی میشه... منو تو کنار هم بزرگ شدیم، همه چیز وقتی شروع شد که من یه دختر ۱۷ساله بودم و تو فقط ۱۸سالت بود...وچقد سال به سال ذوق من بیشتر میشه از قشنگیش،از تدامومش....مامانم همیشه میگه خوشیاتو جایی جار نزن...نگران نباش جانم، من مدام برای پایداری عشقمون میون این همه صد رنگی دنیا و ر...
بعد از مدتها...
-
تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 13:26
پارت اول:تمام این روزای کرونایی از اسفند پارسال تا اواسط آبان (ینی امروز) رو نبودم...با خنگ بازی خودم امیر وبمو پیدا کرد(قدیمیا میدونن که نمیخواستم پیدا کنه و میخواستم یه روزی خیلی خیلی بعدا شاید روزی که من دیگه نبودم پیدا کنه و بخونه)
ع ش ق ♡
-
تاریخ: 1400/9/29 ساعت: 5:21
پارت اول: تمام این روزای کرونایی از اسفند پارسال تا اواسط آبان (ینی امروز) رو نبودم... با خنگ بازی خودم امیر وبمو پیدا کرد(قدیمیا میدونن که نمیخواستم پیدا کنه و میخواستم یه روزی خیلی خیلی بعدا شاید روزی که من دیگه نبودم پیدا کنه و بخونه)
رکورد بیشترین قهرمونم شکسته شد
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:10
۲۵امین روزی بود که نبودیچند روزه تو ی اتاق تاریک خودمو حبس کردمچند شبه فقط گریه میکنممثلا دیشب عکستو بغل کردم و اینقد گریه کردم تا خابم برد ...
به فکرم خوش اومدی:)
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:10
دوباره امروز بعد از مدتها فکر خودکشی به سرم زد،حتی توی نت هم سرچ کردم ک شاید بتونم کیسه ی خودکشی یا قرص برنج بخرم اما ۵۰۰ و حتی بیشتر پول میخواست و من الان این مقدارو ندارم. پ ن: ۲۶روزه ک نیستی + دعوا با داداشم(دوسم نداره،منو میزنه و من تحمل اینجوری تحقیر شدنو ندارم)
بین زمین و هوا...جایی که همیشه یا خودت منو اونجا گذاشتی ورفتی یا اینقد دوست داشتم که خودم موندم
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:10
من اینقدر دوست دارم که حاظرم هزارسال باهات توی بلاتکلیفی بمونم اما تمومش نکنم ...
پوچیده بیا
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:10
بعد مدتها که اومدم بلاگفا دیدم وبلاگ مورد علاقم نیست☹ پوچیده ی گاب من کجایی؟لطفا بیا... دلم واسه نوشته هات تنگ شدهپیداش کردید بهم بگید لدفا
استرس دارم....
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:10
+یکشنبه قراره برم ببینمشخیلی دلشوره داشت گف همش حس میکنن بیای ی اتفاق بد میوفته؛ قراره امشب که هیئت میره استخاره بگیره خداکنه خوب بیاد ... +دارم واسش شال میبافم، آخه اسفند میره سربازی میخام بهش بدم (هرچند زمستون داره تموم میشه)امیدوارم تا یکشنبه تموم شه ... هرچند چشمم آب نمیخوره
دروغگو
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:10
+وقتی توی چشام نگاه می کنی و دروغ میگیحس می کنم من عاشقه همین دروغای توام ...
:)
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:10
اونیکه میمونه تویی راهی ویرونه منماونیکه می خنده تویی اونکه دلش خونه منم
به تاریخِ ۱۴ و ۱۵ بهمنِ با تو بودن ...
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 4:10
رفتم و دیدمش (...)همه چی بهتر از اونی بود که بشه تصورش کردچقدر زندگی کردن باهات لذت بخش بود، چقد آیندم تو خونه نقلیمون میتونه قشنگ باشه... چقد همه چیز تو رمانتیک ترین حالت ممکنش بود...من خوشبخت ترین دختر دنیا بودم، اما عمر خوشبختیم خیلی کوتاه بود...چه زود دنیای قشنگمون رو سرمون آوار شد عزیزترینم...
خو دوسم نداری ک هر روز پیر میشم^^(موهام میریزه هی)
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
4719.+عادمی ک دوستت نداره،دلخوشت نمکنه،فقد پیرت میکنه. دلم واس نوشتنات تنگ شده پوچیدعه گاب^^زودی بیا وب
مینویسم که یه روزی بخونی امروز چه حسی بهم دادی...
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
کاش الان میتونستم بهت بگم که چقد ازت بدم میاد:) |۲۱تیر۹۸| -------------------------------------------------------
پریسای آهنی^^
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
میدونم اون هیچوقت نمیتونه منو به بهترین حالت خوشحالیم برسونهشایو فقط گاهی با تلاشای خودم یکم حال بدمو کم کنه؛اما خوشحال نه:)اون اکثرا حالمو بد میکنهچقد خستم از اینهمه دوست داشته نشدن.واقعا چطور اینارو تحمل میکنم؟چاره ای نیستباید صبر کنمشاید ازش ببرمانگار واسش ی پریسای آهنیم که بتونه عذابم بده و من ب...
=)
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
کسی که میدونه شما ناراحتید و میذاره با این حال روزاتونو سپری کنید هیچکسیتون نیست:)
بی تفاوت ترین مرد دنیارو من دارم☺
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:45
وقتی بلاکت میکردم انگار جونم داشت از تنم در میومد ... +الان ۶روزه که مردم:)تو حتی یه تک زنگم نزدی...واست مهم نبود،به قدری مهم نبود که حتی واتساپتو چک نکردی ببینی اونجا بلاکی یا نه تا بفهمی فقط تل بلاکت کردم:) دریغ از یه پیام.هیچی،میفهمی هیچیالان خوشحالی ک دیگه نیستم؟
^_^ ۳
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 5:59
u200fمن بابت تمام معذرت خواهی هایی که الکی کردم تا باهات بحث نکنم از خودم معذرت میخوام^^ ❥
■رکوئیم فور اِ دریم(مرثیه ای برای یک رویا)■
-
تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 5:59
■ریکوئیم فور اِ دریم■ پیش نوشت:لانگ دیستنس یعنی چه؟ بذارید معنایش را بگویم که دست خالی برنگردید.لانگ دیستنس به معنای رابطهی عاطفی از راه دور است. مفهومی است که در عصر جد