پارت اول:تمام این روزای کرونایی از اسفند پارسال تا اواسط آبان (ینی امروز) رو نبودم...
با خنگ بازی خودم امیر وبمو پیدا کرد(قدیمیا میدونن که نمیخواستم پیدا کنه و میخواستم یه روزی خیلی خیلی بعدا شاید روزی که من دیگه نبودم پیدا کنه و بخونه)خب دیگ انگیزه ای واسه نوشتن نداشتم...گفتم بذا یه مدت کلا نرم که فک کنه دیگه نمیام و نیاد چک کنه و یادش بره...پارت دوم: (برای دینای عزیزم)در زمان حاضر یهو یاد دینا افتادم گفتم اوه اوه الان حتما کلی نگرانم شده و کلی کامنت گذاشته واسم.با سرعت وبو بالا اوردم و دیدم ب
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: رادین اکبریپور